عکس: بحرین و شیعیان مظلوم عراق

در سفری که دی ماه سال گذشته، مصادف با اربعین حسینی به عتبات عالیات و کربلا داشتم، یکی از نکاتی که به شدت برایم جالب توجه بود، زنده بودن مسئله بحرین برای شیعیان عراق بود؛ شیعیانی که خودشان گرفتار انواع و اقسامِ مشکلات و نابه سامانیها و کمبودها هستند. در شهر کربلا، جا به جا پرچمهای بحرین را می دیدیم. تمام هیئتهای عراقی که در روز اربعین به نوبت واردِ بین الحرمین می شدند و فاصله حرم حضرت سیدالشهدا(ع) و حرم حضرت ابوالفضل(ع) را طی می کردند، حداقل یک پرچمِ بحرین در پیشاپیش خود داشتند. کم نبودند مواکبی (ایستگاههای صلواتی اطعام زائران) که مزین به پرچمی از بحرین بودند و …
متاسفانه در این سفر، دوربین حرفه ای به همراه نداشتم و خیلی هم دیر به صرافت عکسبرداری با دوربینِ کامپکت Canon مدل SX210 که همراه داشتم افتادم. در ادامه، تعدادی از عکسهایی را که از حضور پرچم بحرین در حیات شعیان عراق در این سفر گرفتم می بینید. به راستی ما ایرانیان که بحرین زمانی جزو کشورمان هم بوده است در این میانه کجا ایستاده ایم؟

کربلا، خیابان شهدا، اربعین حسینی، 24 دی 1390
کربلا، خیابان شهدا، اربعین حسینی، ۲۴ دی ۱۳۹۰
کربلا، تزیین یک موکب عراقی (ایستگاه صلواتی) با پرچم بحرین
کربلا، تزیین یک موکب عراقی (ایستگاه صلواتی) با پرچم بحرین
کربلا، بین الحرمین، عصر اربعین، 24 دی 1390، پرچم بحرین در دست زنی عزادار از موکبی متعلق به شیعیان عربستان
کربلا، بین الحرمین، عصر اربعین، ۲۴ دی ۱۳۹۰، پرچم بحرین در دست زنی عزادار از موکبی متعلق به شیعیان عربستان
کربلا، خیابان « سدرة المنتهی»، دی ماه 1390، تزئین یک موکب با پرچم و عکس شهید بحرینی
کربلا، خیابان « سدرة المنتهی»، دی ماه ۱۳۹۰، تزئین یک موکب با پرچم و عکس شهید بحرینی
کربلا، اربعین حسینی، 24 دی 1390، خیابانی در حومه کربلا، پرچم بحرین در کوله پشتی یک زائر پیاده عراقی
کربلا، اربعین حسینی، ۲۴ دی ۱۳۹۰، خیابانی در حومه کربلا، پرچم بحرین در کوله پشتی یک زائر پیاده عراقی
کربلا، خیابان سدرة المنتهی، خیابان سدرة المنتهی
کربلا، خیابان سدرة المنتهی

 

کربلا، دی ماه 1390، خیابان سدرة المنتهی

کربلا، دی ماه ۱۳۹۰، خیابان سدرة المنتهی

بقیه عکسها را در این صفحه ببینید.

پی نوشت مهمتر از متن: عزیزی که خدا او را واسطه کرد و وجود او، بیشتر از هر علت دیگری به دلم انداخت به سفر کربلا بروم، این روزها احتیاج به دعا دارد. لطف می کنید اگر هم برای سلامتی اش و هم برای تقویت روحیه اش دعا کنید.

کال

از نسیم بهاری هم می ترسی،
وقتی بزرگترهایت را می بینی که به نسیمی می ریزند
و بر آسفالت
لهیده می شوند.
فردا و تو بگو پس فردا، نوبت من است
و نمی دانم چرا در این کوچه کسی توت نمی چیند.
آی گنجشک کوچولو!
پشت این برگ،
توتی در آستانه رسیده شدن است
که لگدمال شدن زیر پای عابران را دوست ندارد.
برای فردا یا پس فردایت
او را هم در نظر داشته باش!

نه لاریجانی، نه حداد (قسمت دوم و پایانی) – ویرایش دوم

لینک مرتبط: نه لاریجانی، نه حداد (قسمت اول)

چرا باید به گزینه ای همچون «مرتضی آقا تهرانی» برای ریاست مجلس آینده فکر کرد؟
***
روی سخن این نوشته، دوستانی هستند که ترجیح می دهند رئیسِ مجلس آینده، جناب «غلامعلی حداد عادل» باشد وگرنه در نامطلوب بودنِ ادامه ریاست جناب «علی لاریجانی» بر مجلس، بحثی نیست و به آن نمی پردازم. فرض هم این است که این دوستان، برای ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲، به گزینه هایی به جز جناب «محمدباقر قالیباف» می اندیشند. بنابراین در اینجا با آنها که قالیباف، گزینه مطلوبشان برای ریاست جمهوری سال آینده است، بحثی نداریم. لب سخن بنده این است که شواهد و قراین حکایتگرند که:
«ریاستِ جناب حداد عادل بر مجلس، بیشتر از همه، مطلوبِ حلقه ای است که خود را شش سال است برای به ریاست جمهوری رساندن قالیباف آماده می کند و به نظر می رسد که خودِ جناب حداد هم در میان اصولگرایان، بیشتر از همه به این حلقه گرایش دارد. از این رو ریاست حداد بر مجلس، بخشی از پازلی است که در سال ۱۳۹۲، رئیس جمهور شدن قالیباف آن را کامل می کند.»
برخی از شواهد و قراین در تایید ادعای بنده:
۱- نقش پررنگ حداد عادل در متقاعد کردن شورای شهر تهران برای به شهرداری رسیدن قالیباف
۲- نوشابه بازکردنهای مکرر و دو جانبه جنابِ حداد و اعضای این حلقه برای یکدیگر (در اینجا صرفا زاکانی – رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف در سال ۱۳۸۴- و فدایی را از این حلقه می توانم نام ببرم و اهل اشارت، کم و بیش مابقی اعضا را می توانند بشناسند. به عنوان نمونه ای از این نوشابه باز کردنها به این جمله از دکتر حداد عادل در اسفند ۱۳۹۰ در مورد زاکانی اشاره می کنم: دکتر زاکانی به معنای واقعی کلمه نماینده مردم است.)
۳- عضویت فریدالدین حداد عادل (پسر جناب حداد) در تیم رسانه ای قالیباف و حلقه حامی قالیباف (فریدالدین ، در هفته نامه پنجره، جانشین زاکانی – مدیرمسئول- است. او همچنین عضو شورای سیاست گذاری همشهری جوان است.)
فریدالدین حداد عادل، همچنین،‌ عضو هیئت موسس و عضو شورای مرکزیِ حزب علیرضا زاکانی موسوم به «جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی» است. حزبی که در کنگره اخیر آن، پدر او به عنوان سخنران ویژه حضور داشت.
۴- عضویت جناب حداد در فهرستِ «جبهه متحد اصولگرایان»، جبهه ای که کاندیدای مورد حمایتش در قم، «جناب علی لاریجانی» بود! (یعنی حمایت همزمان از دو کاندیدای مطرح و رقیب برای ریاست بر مجلس!) به هر حال، لابد تنظیم کنندگان این فهرست که حاضر نشدند امثال جناب «مرتضی آقاتهرانی» را در فهرست خود جای دهند، حداقلها و پتانسیلهایی را در جناب حداد تشخیص داده اند که ایشان را شایسته حضور در فهرستشان کرده است.
۵- مطرح شدن ایده «به صلاح نبودن ریاست دو برادر بر دو قوه» (که به معنی نه گفتن به ریاست لاریجانی بر مجلس است) از زبان «حسین فدایی» و در سایت «م».
روشن است که نفی ریاست لاریجانی توسط این حلقه، به معنی اثبات ریاست حداد است نه گزینه ای دیگر. در مورد وابستگی سایت «م» به کانونی خاص، شایعاتی وجود دارد که به دلایلی برای بنده باورپذیر است. به عنوان مثال این سایت توسط دو تن از خواهرزاده های جناب «م ن» اداره می شود که یکی از آنها مدیر داخلی «هفته نامه ص» (به مدیرمسئولی جناب م ن) نیز بوده است و اگر از خود ایشان سئوال کنید انکار نمی کنند که هفته نامه شان (که بنده از مشتریان پر و پاقرصش بودم) در زمان حیات خود، چند بار با کمک مالی «…» از تعطیلیِ ناشی از مشکلات مالی نجات پیدا کرد.
«…»، مجموعه ای است که به صورت معمول، طبیعی و مشروع، از جریانات فرهنگی انقلاب اسلامی حمایت می کند و در همین چهارچوبِ مشروع و ارزشمند هم بوده است که به هفته نامه «ص» کمک می کرده است، اما از آنجا که اعضای حلقه مورد اشاره بنده، در دل «…» جای دارند، محتمل است که از دل آنگونه ارتباطات رسانه ای، به صورت شخصی و باندی نیز ارتباطاتی شکل بگیرد. و محتمل است که اینگونه ارتباطات در قالب سایت «م» ادامه یافته باشد.
ضمنا حمایت از ریاست حداد عادل بر مجلس به شکلی که تعریض به احکام رهبری را هم در دل خود داشته باشد (به صلاح نبودن ریاست دو برادر بر دو قوه)، خود به تنهایی می تواند قرینه دیگری بر پشتگرمی این دوستان به کانونی پرنفوذ و به عبارت دیگر، حلقه مورد نظر بنده باشد.
البته پاره ای شواهد و قراین دیگر نیز به ذهن حقیر رسیده است که مطرح کردن آنها را به صلاح نمی دانم. لب کلام اینکه گرچه، حذف علی لاریجانی از ریاست مجلس، خود گامی به جلوست و ریاست جناب حداد عادل نسبت به ریاست جناب لاریجانی ارجحیت دارد (به خصوص به خاطر ویژگیهای شخصیتیِ مثبت خود جناب حداد در قیاس با جناب لاریجانی) با این حال خوب است دوستان اصولگرا از نوع جبهه پایداری، توجه داشته باشند که ریاست حداد، در عین حال، بیشتر از همه، مطلوب حلقه حامی قالیباف است. حلقه ای که از روی سوابقش و نیز از روی شواهد و قراین می توان حدس زد که برای به کرسیِ ریاست نشاندن قالیباف در سال آینده، از اتهام زنی، لکه دار کردنِ حیثیت اشخاص و جریانها، قلع و قمع کردن منتقدان و رقیبان، استفاده تبلیغاتی از تریبونهای عمومی و هزینه کردن میلیاردی از منابع مالیِ مبهم، هیچ ابایی ندارد. اگر برای چنین وضعیتی آماده اید و یا حاضرید و می توانید در مورد آن با جناب حداد عادل اتمام حجت کنید و به توافق برسید، بسم الله! وگرنه چه دلیلی دارد که برای ریاستِ کسی همچون جناب «مرتضی آقا تهرانی» (به عنوان مثال) بر مجلس تلاش نمی کنید؟

پی نوشت:
مطلب فوق را بیشتر به خاطر مسئولیتی که عبارتِ «ادامه دارد» در انتهای قسمت قبلی اش بر عهده ام می گذاشت نوشتم وگرنه اصلا حس و حال نوشتنش را نداشتم. اول به این دلیل که فعلا توی مود سیاست ورزی در این حد نیستم و دوم به این دلیل که حسی به من می گوید که «علی لاریجانی»، بالا نشین است و آدمی نیست که حاضر باشد آن پایین، خارج از جایگاه ریاست مجلس و در کنار و ردیف اکثر نمایندگان مجلس بنشید و همینکه دوباره کاندیدای مجلس شده است از تضمین شدگی ریاست دوباره اش بر مجلس حکایت می کند. به عبارت دیگر، تمام این بحثها، کم و بیش، کشک و باد هوا است و قیچی برادران لاریجانی کمافی السابق و بلکه برنده تر از قبل به کارش ادامه خواهد داد.

نتایج نظرسنجی آرمانشهر در مورد انتخابات ۱۳۹۲

نتایج نظرسنجی از خوانندگان وبلاگ آرمانشهر در مورد انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ که از روز ۱۸ فروردین شروع شد و امروز به پایان رسید از این قرار است. از مجموع ۱۲۶۹ رای به ترتیب آرا:
۱- سعید جلیلی، ۴۱۹ رای، معادل ۳۳ %
۲- اسفندیار رحیم مشایی، ۴۱۱ رای، معادل ۳۲٫۳ %
۳- سید محمد خاتمی، ۱۲۲ رای، معادل ۹٫۶ %
۴- علی نیکزاد، ۹۸ رای، معادل ۷٫۷ %
۵- محمدباقر قالیباف، ۸۰ رای، معادل ۶٫۳ %
۶- کامران باقری لنکرانی، ۶۸ رای، معادل ۵٫۳ %
۷- سیدحسن خمینی، ۴۳ رای، معادل ۳٫۳ %
۸- علی لاریجانی، ۲۸ رای، معادل ۲٫۲ %

لینک نظرسنجی به صورت نمودار

—————
ان شاءالله به زودی تحلیل خودم را از این نظرسنجی با توجه به ایراداتی که به آن وارد است در ذیل همین پست ارائه خواهم کرد.

کتابهای انحرافی

گرچه یک روز بیشتر تا پایان ۲۵ امین نمایشگاه کتاب تهران نمانده است، مناسب دیدم به بهانه این نمایشگاه، ۵ کتاب را که کم و بیش به تقویت پشتوانه تئوریکِ دوستانِ عدالتخواهِ احمدی نژادی کمک می کنند معرفی کنم.
مطالعه این کتابها در کنار شنیدن سخنرانی های دکتر احمدی نژاد یا خواندن متن پیاده شده آنها به صورت کامل و نه به صورت تقطیع شده و توجه به اینکه آن سخنرانی ها در جمع چه مخاطبانی ایراد شده اند (مثلا در تاجیکستان که بزرگترین وجه اشتراک ما با مردمش، زبان فارسی و علاقه آنها به ادبیات حماسی و کلاسیک فارسی است و یا مثلا در جمع ایرانیان مقیم خارج که وجه اشتراک ما با آنها بیشتر از تدین و مسلمانی، ایرانی بودن است و…) به فهم همدلانه و درست آن دسته از سخنان رئیس جمهوری که سعی می شود نامتعارف، شاذ و یا انحرافی معرفی شوند کمک می کند.
نویسندگان این پنج اثر، چه به کمک کردن آثارشان به فهم گفتمان احمدی نژادی واقف و معترف باشند و چه از احمدی نژاد یا به اصطلاح جریان انحرافی برائت بجویند، فرقی در این واقعیت به وجود نمی آید که این آثار، به فهم گفتمان احمدی نژاد و توجیه آن و دفاع از آن کمک می کنند. و اما این پنج اثر:

۱- بوسه بر خاک پی حیدر (ع)
این کتاب، نوشته مرحوم حجت الاسلام علی ابوالحسنی (منذر) است که توسط «پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی» منتشر شده است. زیر عنوان این کتاب از این قرار است:
«بحثی در ایمان و آرمان فردوسی، با نقد نظریات و آرای برخی شاهنامه پژوهان معاصر.» برای اینکه حال و هوای کتاب دستتان بیاید، نقل فرازهایی از تقدیم نامه این کتاب، کافی به نظر می رسد:
«تقدیم به فرهیختگانِ پاک اندیشی که، در عصر ما تفکیک و تقابلِ مصنوعی بین ایران و اسلام را که خطرناکترین دسیسه استعمار برای انهدام قوه پایداری و وحدت ملی ما است، بر نتافتند و با قلم شیوا و برهان استوار، در حد توان این ترفند شیطانی را در هم شکستند
بویژه متفکر آزاده و نَژاده معاصر: استاد شهید مرتضی مطهری که به جای دمیدن در تنورِ «تضاد و تقابل اسلام و ایران»، کارنامه ای درخشان از «خدمات متقابل» آن دو به یکدیگر عرضه کرد و بدین گونه ثابت نمود:
ایران بعد از اسلام، ادامه، اصلاح و تکمیل منطقی ایرانِ پیش از اسلام، است…
و کلام آخر آنکه: اگر زردشت در عصر خویش، آیینی پاک و توحیدی آورد، باری، اسلام کاملترین دین الهی و زداینده زنگار تحریفاتی است که در طول زمان، بر جسم و جان ادیان نشسته است…»
این کتاب در ۱۰۳۹ صفحه و با قیمت ۲۰ هزار تومان عرضه شده است.

۲- تاریخ تمدن و ملک مهدوی
این کتاب تالیف، دکتر «محمدهادی همایون» از اساتید دانشگاه امام صادق(ع) است و توسط «پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات» در ۷۵۲ صفحه و با قیمت ۱۴۵۰۰ تومان منتشر شده است. در هم تنیدگی سه مولفه از مولفه هایِ گفتمان احمدی نژادی را در این کتاب به خوبی می توانیم ببنیم: «مهدویت گرایی، صهیونیسم ستیزی و ایران گرایی»
اگر بخواهم کتاب را در چند جمله خلاصه کنم از این قرار است:
خداوند عهد و رسالتی تاریخی را به عهده قوم بنی اسرائیل گذاشت، اما آنها این عهد را شکستند و در برابر خداوند طغیان کردند و آن قومی که این عهد و رسالت تاریخی را به انجام خواهند رساند ایرانیان مسلمان هستند.

۳- ایران جهانی و جهان ایرانی
این کتاب توسط دکتر محسن ثلاثی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران نوشته شده است و نشر مرکز، چاپ اول آن را در سال ۱۳۷۹ در ۴۹۹ صفحه راهی بازار نشر کرده است. با وجود آنکه نقدهایی را بر این کتاب وارد می دانم و با وجود اگر و اماهایی که به خصوص امثال «پیام فضلی نژاد» در مورد دکتر ثلاثی کرده اند، معتقدم این کتاب، کتاب خوبی برای دفاع از حضور اسلام در ایران و نحوه مسلمان شدن ایرانیان و مقابله با تهاجماتِ باستان گرایانِ اسلام ستیز به اسلام است. همچنین کتاب به فهم گفتمان احمدی نژادی کمک می کند. در بخشی از پیشگفتار این کتاب، چنین می خوانیم:
 «مهمترین عاملی که ایرانیان را به سوی اسلام سوق داد، به نظر نگارنده، جهانشمولی و جهانگیری آن بود، ایرانیان به هر جنبش و آیینی که داعیه جهانی داشته باشد و اراده فنح جهان را کرده باشد، با چشم احترامی می نگریستند.»

۴- ایران آینده؛ به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران
این کتاب خواندنی نوشته دکتر «ابراهیم فیاض» است و در سال ۱۳۸۷ توسط انتشارات «پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات» در ۱۳۳ صفحه منتشر شده است. متاسفانه هرچه گشتم، کتاب را در کتابخانه ام پیدا نکردم تا بخشهایی از آن را در اینجا نقل کنم. جهت اطلاع بیشتر در مورد محتوای کتاب، می توانید به این صفحه مراجعه کنید.

۵- قوم نشان شده
این کتاب، نوشته استاد اسماعیل شفیعی سروستانی است و توسط انتشارات موعود در ۱۹۲ صفحه و با قیمت ۲۵۰۰ تومان عرضه شده است. منظور از «قوم نشان شده» ایرانیان هستند و زیر عنوان کتاب از این قرار است: «نقش ایران و ایرانیان در واقعه شریف ظهور».
در این کتاب در هم تنیدگی دو مولفه از مولفه های گفتمان احمدی نژادی یعنی «مهدویت گرایی» و «ایران گرایی» به خوبی دیده می شود. در مقدمه این کتاب چنین می خوانیم:
«قوم نشان شده، حدیث یک انتخاب آسمانی است. مشیتی تا تحت اداره خداوند، مردمی و سرزمینی، پیراسته از آلودگی کافرانه و آراسته به زیور پاک نهادی و جوانمردی، مهیای تاسیس بزرگترین کانون تشیع در جغرافیای «ایران» شوند.
این اثر سر در پی آن دارد تا جایگاه و نقشِ ایران و ایرانیان را در گردونه هستی دریابد و البته به مدد کلام عقلی و نقلی بزرگ مردان اهل حکمت و دانایی؛ حاصل تلاش و مجاهدتی است برای کشف راز وارد ساختن ایران به گردونه بزرگ دین جهانی پیامبر آخرالزمان(ص)؛ راز انس و الفت آنان با اهل بیت پیامبر اعظم(ص)؛ راز ماندگاری در میان طوفان های ویرانگر؛ راز مهاجرت بزرگ مردی از قبیله ایمان و رستگاری، حضرت علی بن موسی الرضا، علیه السلام، به ایران و بالاخره همراهی در تاسیس «ملک عظیم خداوندی» که با ظهور کبرای حضرت مولانا صاحب الزمان، علیه السلام، محقق خواهد شد.»

پی نوشت۱: از دوستانی که احتمالا کتابهای دیگری در این حوزه سراغ دارند ممنون می شوم، کتابها را معرفی کنند. هرچه مطالعه مان در راهی که می رویم بیشتر باشد در تبیین و تبلیغ این راه و دفاع از آن موفق تر خواهیم بود.

پی نوشت۲: موعدِ یک ماهه نظرسنجیِ ستون سمت چپ وبلاگ، در روز ۱۸ اردیبهشت به پایان رسید. منتها از آنجا که این نظرسنجی را به دلیل پاره ای شیطنتها سه روز از روی وبلاگ برداشتم و یک روز هم سایتِ پشتیبانِ نظرسنجی از دسترس خارج بود، ۴ روز به موعد پایانی آن اضافه کردم. در نتیجه فردا، روز آخر نظرسنجی است. آنها که در این نظرسنجی شرکت نکرده اند، یک روز بیشتر وقت ندارند.

آقای کوچک زاده! کاش یکبار هم مظلومیتِ عجیب دولت در قضیه عباس غفاری را جار می زدید!

مهدی کوچک زاده، نماینده مردم تهران: «نامه احمدی‌نژاد به آیت‌الله شاهرودی «فاقد وجاهت» و «فرا قانونی» است» (سایت رجانیوز، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱)

جناب آقای کوچک زاده! با همه احترامی که برای شما قائلم، بعد از اینکه دیدم جمله بالا از شما شده است تیتر یک سایت رجانیوز، یاد اشرافِ شما بر پرونده «عباس غفاری» و اطلاعتان از جزئیات آن افتادم و به خودم گفتم ای کاش از آقای کوچک زاده، به همین بلندی، صدایی هم در موردِ پرونده غفاری و اجحافی که بر سر آن به حیثیت و حرمت و آبرویِ دولت و رئیس جمهوری خدوم و یارانش صورت گرفت، شنیده بودیم.
ای کاش آقای کوچک زاده یک بار جار زده بود: «ایها الناس! به عنوان یک مطلع می گویم، پس از تحقیقات و بررسیها و بازجوییهای به عمل آمده، روشن شده است که کوچکترین ارتباطی بین عباس غفاری با احمدی نژاد یا مشایی و یا هرکسی که جزو جریان انحرافی شناخته می شود، وجود نداشته است و در عوض و اتفاقا، افرادی از خانواده های دشمن با احمدی نژاد بوده اند که مرید غفاری بوده اند و به او کمک مالی میلیونی می کرده اند.»
ضمنا جناب کوچک زاده! اگر نیم نگاهی هم به اصل ۱۱۳ قانون اساسی بیندازید، فکر نکنم در مورد نامه احمدی نژاد به آیت الله شاهرودی بشود به این قاطعیت که شما حکم صادر کرده اید، حکم صادر کرد. به هر حال یکبار برای همیشه خوب است تکلیف این عبارت که رئیس جمهور، «مسئولیت اجرای قانون اساسی را … به عهده دارد» روشن شود.
لینک مرتبط:
حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار با اعضاى هیئت نظارت براجراى قانون اساسى: با توجه به وظایف مصوبه ریاست جمهورى در قانون اساسى، انجام این مسئولیت خطیر از هیچ شخصیتى جز مقام ریاست جمهورى بر نمى آید

نه لاریجانی، نه حداد (قسمت اول)

چرا باید به گزینه ای همچون «مرتضی آقاتهرانی» برای ریاست مجلس آینده فکر کرد؟

حدود شش ماه پیش، در کامنتی خطاب به جنابِ «حسن روزی طلب»، از تحریریه سایت رجانیوز و نزدیک به «جبهه پایداری» چنین نوشتم:
«امثال شما دوستان با یک دو راهی تاریخی مواجهید: شما یا به جبهه متحد می پیوندید که به معنی خداحافظی و پشت کردنتان به آرمانهای عدالتخواهانه ۱۳۸۴ است یا به آرمانهایتان پایبند می مانید (چه با احمدی نژاد و مشایی، چه بدون آنها) که متهم می شوید به انحراف و در این صورت باید آماده برخوردهایی از آن جنس که دیروز در روزنامه ایران اتفاق افتاد باشید.»
خوشبختانه این دوستان راه دوم را برگزیدند و دیدیم که با چه جنس رفتارهایی مواجه شدند: اخراج «محمدمهدی تهرانی» (عضو تحریریه رجانیوز) از بسیج دانشجویی به خاطر حمایت از جبهه پایداری، بازداشت «محمدسعید ذاکری»، دبیر سیاسی هفته نامه ۹ دی، فیلترینگ همزمان چند سایت نزدیک به جبهه پایداری، تخریب چهره هایی همچون «مرتضی آقا تهرانی»، «روح الله حسینیان» و «مهدی کوچک زاده» و متهم شدن مکرر جبهه پایداری به انحراف و تفرقه افکنی در رسانه های جریان حامی جبهه متحد و…
حدس من این است که دوستان جبهه پایداری، از نتایج انتخابات مجلس در تهران چندان راضی نیستند. بنده، ضمن اینکه از مشخص شدنِ میزان محبوبیت آنها که فکر می کردند احمدی نژاد را تلاش آنها در سال ۱۳۸۴ روی کار آورده است خوشحالم (امثال روانبخش و سقای بی ریا؛ خوش خیالانی که آنقدر از رای آوری خود مطمئن بودند که پایگاه اجتماعی خود، یعنی قم یا مثلا یزد را رها کرده بودند و از تهران کاندیدا شده بودند!) و با وجودِ انتقادات و دلخوری شدیدی که از دوستان پایداری دارم، لازم است این تبریک را خدمت آنها عرض کنم که نتایج انتخابات، علی رغم خودفریبی های جبهه متحد، در مجموع به معنیِ پیروزی جبهه پایداری است. کافی است به این فکر کنیم که در صورتِ پیوستن جبهه پایداری به جبهه متحد اصولگرایان، چه سهمی از فهرست ۳۰ نفره جبهه متحد به آنها داده می شد؟ فکر نمی کنم این سهم، در خوشبینانه ترین حالت، چیزی بیشتر از ۳، ۴ کاندیدای اختصاصی می بود. در صورتی که از ۳۰ نفر کاندیدای راه یافته به مجلس از حوزه تهران، ۱۱ کاندیدا، جزو کاندیداهای اختصاصی جبهه پایداری (کاندیداهای اختصاصی مرحله اول وگرنه در مرحله دوم، به دلیل کمبود کاندیدا، دو کاندیدای جبهه پایداری به فهرست جبهه متحد اضافه شدند) هستند که با احتسابِ پنج کاندیدای مشترک با جبهه متحد، به ۱۶ نفر می رسند. تازه این در شرایطی است که تبلیغات میلیاردیِ شهری در حوزه تهران، در قبضه جبهه متحد بود و تبلیغاتِ شهری جبهه پایداری نسبت به جبهه رقیب در حد صفر بود.

ادامه دارد

نه لاریچانی، نه حداد (قسمت دوم و پایانی)

———–

توجه خوانندگان وبلاگ به مجموعه لینکهای زیر و اطلاع داشتن آنها از اینکه امثالِ فدایی و سایت م، پشتشان به کدام کانون (منظورم به طور خاص سپاه نیست گرچه با یکدیگر نزدیکی و همپوشانیهایی دارند) گرم است که صرفنظر از درستی یا غلطی حرفشان، می توانند بدون واهمه به حکم رهبری هم تعریض کنند، کار بنده را در نوشتن قسمت بعدی این نوشته آسان تر می کند. 

لینکهای مرتبط:
حداد عادل به عنوان نماینده کدام طیف، قالیباف را به شهرداری تهران رساند؟
حداد عادل: دکتر زاکانی (رئیس ستاد قالیباف در سال ۱۳۸۴) به معنای واقعی کلمه، نماینده مردم است
حمایت تمام قد حداد از زاکانی و فدایی
فدایی: ریاست دو برادر بر دو قوه به مصلحت نیست
احمدی نژاد: اگر واقعا جراتی هست دو کلمه به بقیه بگویید تا بفهمیم جوانفکر چه می کشد!

ماما

باز امروز باران می بارید. باز امروز، شعری نطفه بست، روح گرفت، برای آمدن به دنیا تقلا کرد و …
باز امشب، آسمان مهتابی است. باز امشب، شعری قبل از تولد می میرد.
***
شاعری ناکام نوشت: مامای شعرهایم کجاست؟